الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

295

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

( 1 ) 16 - فرمود : به راستى مردى از شماها شربت آبى نوشد و خدا به وسيلهء آن بهشت را بر او واجب كند ، سپس فرمود : جام را بگيرد و بر لبش نهد و نام خدا برد ، سپس آن را دور كند و حمد خدا گويد با اين كه هنوزش مىخواهد ، سپس باز بنوشد و آن را دور كند و حمد خدا كند ، سپس باز بنوشد و آن را دور كند و حمد خدا كند و خدا عز و جل بدان بهشت را بر او واجب كند . ( 2 ) 17 - از عمر بن يزيد ، گويد : به امام صادق ( ع ) گفتم : به راستى من از خدا عز و جل خواستم كه به من مالى روزى كند ، و روزى كرد ، و از خدا خواستم فرزند به من روزى كند ، روزى كرد ، و از او خواستم خانه‌اى به من دهد ، و خانه‌اى به من داد ، و ترسيدم كه مبادا مرا نعمت گير كند . در پاسخ فرمود : اما به خدا كه با حمد كردن ، اين وضع در ميان نيست . ( 3 ) 18 - از حماد بن عثمان ، گويد : امام صادق ( ع ) از مسجد بيرون شد و مركوب او گم شده بود ، فرمود : اگر خدا آن را به من برگرداند ، شكرِ خدا بگزارم چنانچه شايستهء شكر او است . گويد : درنگى نشد كه مركوب او را آوردند ، آن حضرت فرمود : الحمد للَّه . گوينده‌اى به دو گفت : قربانت ، نفرموديد كه شكر خدا گزارم چنان كه شايستهء شكر او است ؟